آنکه می رود فقط می رود ولی آنکه می ماند درد می کشد ، غصه می خورد ، بغض می کند ، اشک می ریزد و تمام اینها روحش را به آتش می کشد و در انتظار بازگشت کسی که هرگز باز نخواهد گشت آرام آرام خاکستر می شود …
    آری ، این است خاصیت عشق یک طرفه …

 

گاهی از خیال من گذر می کنی …
    بعد اشک می شوی …
    رد پاهایت خط می شود روی گونه ی من …

 

آشپزی ام خوب نیست ؛ اشک پشت پا بریزم برایت ؟

 

  چه حرف بی ربطیست که مرد گریه نمی کند
    گاهی آنقدر بغض داری که فقط باید مرد باشی تا بتوانی گریه کنی..

 

  راه میروم و شهر زیر پاهایم تمام میشود !
    تو … هیچ کجا نیستی…

 

 

 

 

 

/ 7 نظر / 14 بازدید
faeze7

سلام.[بغل] مطالبت خوب بود.[لبخند] خوشحال میشم به من هم سر بزنی و نظرات یا انتقاداتت را بگی. راستی به وبلاگ دومم هم سر بزن و نظرات را برام بنویس یا اگه انتقادی داشتی.[نیشخند][قلب] زود بیا.[ماچ]

Lidoma

سلام دوست من.وب زيبايي داري.اگه وقت کردي به وب منم سر بزن و نظرتو مطرح کن ‌ ‌‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌‌

ღهانیهღ

خدایا من دلمو صابون زدم به عشقش پس چرا چشمانم میسوزد؟؟!! آپم

فریا

شایلین کجاییی چرا دیگه نیستی دلمون تنگید اخه ی سر بما بزن

coffe16

آپم!بدوبیا که منتظرتم[نیشخند]

فائزه

شاعر شدن سخت نیست... قلم کاغذ بغضی در گلو غم دنیا روی شانه جسمی خسته و... آرزو های بر باد رفته...!