تو می خواستی بشی " سنگ صبورم " ..تو شدی "سنگ" و من هنوز "صبورم

 

آسمـان هـم کـه بـاشی

بـغلت خـواهــم کـرد …


فـکر گـستـردگـی واژه نبـاش

هـمه در گـوشه ی تـنـهایـی مـن جـا دارنـد …

پـُر از عـاشـقـانـه ای تـو

دیـگر از خـدا چـه بـخواهــم ؟؟؟…

 

 

روی دیوار

روی سایه ایـــــ که به جا مانده از تو


چشــــم می کشم و دهانی که بخندد

به این همه تنهایی و انتـــظار ...

این خانه بعد از تو فقـــــط دیوار استـــــ

و تکه ذغالی که خطــــ می کشد

نیامدنتـــــــــ را ...


لطفــا قـدمـهـایـتـــ را تنـدتـر بـردار

دلـم را فـرستــاده امـ دنبـالـِـ نخــود سیـــاه . . . !


.

.

.
نـمـی دانـمــ از کجــا نـخــودسیـــاه گیـر آورد!

پشتـِـ سـرتـــ افتـــاد بـه روی سنـگــ فـرشــ هـای پیـــاده رو . . .

 

این روزها


اگر خون هم گریه کنی



عمق همدردی دیگران با تو


یک کلمه است :


" آخـــــــی "

 

رفتنـــ بهــانه نمیـــ خواهــد ؛

بهـانهــ های مانـدنـــ که تمـامـــ شــود


کــافـیستــ ــ ـ

 

سَـرَم و میـچسـبونـم بـهتـ

بـآ همـه ی وجـودم بـو میکــشـمـ ـت..


ریـه هـآم پـر میـشـه از تـو!

 

قند لبانت؛

نمک گیرم کرد!


نمیدانم فشارم بالاست یا قندم!

 

تو می خواستی بشی " سنگ صبورم " ...

تو شدی "سنگ" و من هنوز "صبورم

 

عکســـــت را نگــــاه میکنــــم آخ کــــه ایــــن عکـــس پیـــر نمیشـــود

امــــــا ، پیـــــــرم میکنــــد

 

 باران که می زنـد، هـمه چیز تازه می شود حتّی داغِ نبودن ِتـــــــــو . . .

 



 

 

/ 0 نظر / 7 بازدید